به گزارش همشهری آنلاین، آخرین اظهارات مسئولان دولتی نشان میدهد ذخایر راهبردی کشور دستنخورده باقی مانده، کالا همچنان از مسیرهای مختلف وارد میشود و بخشی از ظرفیت تأمین نیز به بنادر شمالی و مرزهای زمینی منتقل شده است. در این میان، آنچه بیشتر از کمبود به چشم میآید افزایش هزینه تأمین و رشد قیمت برخی کالاها تحتتأثیر نوسانات ارز و هزینه حملونقل است.
افزایش ذخایر کالاهای اساسی
مجموع اظهارات مسئولان وزارت جهاد کشاورزی در هفتههای اخیر تقریبا یک تصویر مشترک از وضعیت ذخایر ارائه میدهد. علی تیموری، معاون توسعه مدیریت و منابع این وزارتخانه چندی پیش گفته بود که در جریان جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه برای تأمین نیاز کشور نیازی به استفاده از ذخایر راهبردی ایجاد نشده است. بهگفته او، از حدود ۱۴میلیون تن واردات مورد نیاز کشور، نزدیک به ۱۰میلیون تن از مسیرهای دریایی، ریلی و کشورهای حاشیه دریای خزر تأمین میشود و در کالاهایی مانند گندم، برنج و روغن مشکلی گزارش نشده است.
غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی نیز اوایل شهریور اعلام کرد از آغاز جنگ در ۹اسفند تاکنون هیچ برداشتی از ذخایر انجام نشده و میزان ذخایر افزایش یافته است. اکبر فتحی، معاون برنامهریزی و امور اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی ۲هفته پیش گفته بود که در برخی اقلام موجودی حتی بالاتر از سطح مورد نیاز برای ذخیرهسازی راهبردی است و در شرایط فعلی ضرورتی برای برداشت از این ذخایر وجود ندارد.
در کنار ذخایر، موجودی بنادر نیز قابلتوجه است. محمدرضا طلایی، معاون توسعه بازرگانی وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده در آغاز جنگ حدود 6.5میلیون تن کالای اساسی در کشور و بنادر وجود داشته و در حال حاضر نیز حدود 3.5میلیون تن کالا در بنادر قرار دارد. بهگفته او، سهم واردات از بنادر شمالی نیز نسبت به سال قبل تقریباً ۲برابر شده است.
این ارقام یک نکته مهم را روشن میکند: تأمین کالاهای اساسی فقط بر دوش ذخایر راهبردی نیست و همزمان با مصرف کالا از انبارها، محمولههای جدید نیز وارد کشور میشود.
مسیرهای جایگزین جنوب
تنگه هرمز بدون تردید یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت خارجی ایران است. کاهش تردد کشتیها در این آبراه میتواند زمان و هزینه حمل کالا را افزایش دهد، اما برای تأمین کالاهای اساسی، مسیرهای جایگزین نیز وجود دارد.
ارسلان قاسمی، رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق تعاون با اشاره به موقعیت جغرافیایی ایران میگوید کشور ما با پاکستان، افغانستان، کشورهای مستقل مشترکالمنافع، ترکیه و عراق مرز مشترک دارد و از این ظرفیت میتوان برای کماثر کردن محاصره دریایی استفاده کرد.
افزایش سهم بنادر شمالی نیز نشانه دیگری از همین تغییر مسیر است. بخشی از واردات میتواند بهجای بنادر جنوبی، از مسیر دریای خزر و شبکه ریلی وارد کشور شود و کالا از مرزهای زمینی نیز به بازار ایران برسد.
البته این تغییر مسیر بهمعنای بیهزینه بودن تجارت نیست. مسیرهای جایگزین معمولا ظرفیت محدودتر یا هزینه بیشتری دارند و انتقال بار از یک مسیر به مسیر دیگر میتواند هزینه لجستیک را بالا ببرد. اما تفاوت مهم اینجاست که افزایش هزینه با توقف تأمین یکی نیست.
بیاثری محاصره هوایی بر کالاهای اساسی
در مورد محدودیتهای هوایی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. بخش اصلی واردات کالاهای اساسی ایران از طریق هوا انجام نمیشود. گندم، برنج، روغن و نهادههای دامی عمدتا از مسیرهای دریایی، ریلی و زمینی تأمین میشود و به همین دلیل محدودیت پروازهای خارجی بهتنهایی نمیتواند جریان اصلی تأمین این کالاها را متوقف کند.
در کنار مسیر حمل، تأمین ارز نیز یکی از حلقههای مهم این زنجیره است. بانک مرکزی در ۳شهریور دستورالعمل اعطای تسهیلات ارزی را برای واردات کالاهای اساسی تا پایان سال ابلاغ کرد. حسین تاجیک، مدیرکل تجارت خارجی بانک مرکزی نیز چندی پیش گفته بود برای تأمین ارز کالاهای اساسی و دارو تا پایان سال نگرانی وجود ندارد و پیشبینیهای لازم برای ادامه تأمین انجام شده است.
گرانی هست، اما کمبود نیست
با وجود این شرایط، بازار کالاهای اساسی بدون افزایش قیمت نمانده است. بخشی از این افزایش را باید در نوسان نرخ ارز و افزایش هزینههای تأمین جستوجو کرد. وقتی مسیر حمل دشوارتر میشود، هزینه بیمه و حمل بالا میرود و واردکننده برای انتقال کالا باید مسیرهای طولانیتر یا جایگزین را انتخاب کند، قیمت تمامشده نیز افزایش پیدا میکند. به همین دلیل ممکن است یک کالا به اندازه کافی در انبارها و بنادر موجود باشد، اما قیمت آن در بازار افزایش پیدا کند. این وضعیت با کمبود تفاوت دارد.
نظر شما